دوستی با شیرین و مارچین و دنییل و مکس و یه درد دل کوچولو
بعد از ظهر بعد از یه خواب شیرین و خودمون رو به بستنی وانیلی دعوت کردیم
و تو یخچال رو گشتیم و بستنی یافت کردیم و این موضوع ما رو خوشحال تر کرد اخه تو خواب وبیداری هوس بستنی کرده بود 
بعد از خوردن عصرونه احساس کردم که رادوین انرژی اش خالی نشده و دوست داره شیطنت کنه با احسان تصمیم گرفتیم که ببرمش پارک تا انرژی باقی مونده تخلیه بشه 


رادوین با باباحسن و احسان در حال بازی بودن

بعد از بازی کردن رادوین برای شام قرار بود که بریم خونه مامانم و عمو و زن عمو هم اونجا بودن . تا اینکه خیلی غیر منتظره مهمونهای خارجی سری جدید رسیدن
و من مجبور شدم که با تاخیر بریم اونجا و احسان نتونست بیاد و همراه اینها شد و برای شام رفتن بیرون . اما بدون حضور من 
و حدود 1 ساعت بعد من هم به جمع دوستای جدید پیوستم و دوباره اون صحبت کردن انگلیسی شروع شد همه داشتن صحبت میکردن و من فقط داشتم تمرکز میکردم که ببینم چی میگن .
رادوین هم از خستگی زیاد به خواب رفته بود 
3 تا شون از المان اومده بودن و 1 نفرشون از لهستان
شیرین و دنییل و مکس و لهستانی هم اسمش مارچین بود
شیرین و مکس خواهر و برادربودند و طراحی و فشن خونده بودن و دنییل هم نامزده شیرین بود که مادر شیرین و مکس ایرانی بود ه ولی اصلا فارسی بلد نبودن
مارچین هم دکترای اقتصاد و مدرس دانشگاه بود
فوق العاده ادمهای باهوش و دوست داشتنی بودن . عاشق ایران شده بودن و از زیبایی اش کلی تعریف میکردن . 
و عاشق رادوین بودن و همش ازش عکس میگرفتن.
ازم خواستن که براشون قرمه سبزی درست کنم چون خیلی تعریف قرمه سبزی های ایرانی رو شنیده بودن 
یه چیز جالب که داشتن مثبت بودنشون بود فوق العاد ادمهای مثبتی بودن 



متاسفانه دوربینمون همراهمون نبود تا بتونیم عکسهای بهتری بگیریم . ولی شب خیلی خوبی رو در کنار هم داشتیم تا 2 الی 3 روز مهمون ما هستن . چیزهای خوبی از هم یاد گرفتیم مهمترینش مهربونی و محبت و توقع نداشتن از هم بود تو این مدتی که دوستای اروپایی مهمونمون بودن هیچ کدومشون توقع نداشتنو سرشون تو کار خودشون بود ه . ولی متاسفانه ما ایرانی ها از همه توقع داریم و طلبکار هستیم .امیدوارم که بتونیم بهتر و بهتر بشیم .
هرکس من رو میبینه میگه رومینا یه مرکز توریست یا هتل بزنید کلی میتونید درامد داشته باشید
ولی یه چیز که از ته قلبم میگم اینه که با این دوستای خارجی خیلییییییییییییییییییی راحت تر از دوستای ایرانی هستم چون همه بی ریا و کم توقع اند واقعا باهات خالصانه رفتار میکنن. امروز با توماس تماس تلفنی داشتیم اینقدر با محبت صحبت میکرد که خودم از خودم کلی رضایت پیدا کردم که تونستیم یه نفر رو خوشحال کنیم . با یه تماس تلفنی کلی خوشحال شد و تشکر کرد


دوستی با شیرین و مارچین و دنییل و مکس و یه درد دل کوچولو 



